آگاهی از تأثیر اجرای شیوه­های مختلف مدیریت جنگل بر زادآوری و تنوع گونه­ای به منظور حفظ و توسعه­ی جنگل بسیار ضروری می­باشد. در مناطقی که به مدت طولانی تحت تأثیر دخالت انسان واقع شده­اند، ساختار تغییر شکل یافته جنگل به عنوان یکی از عوامل اصلی تهدید تنوع زیستی و کاهش زادآوری گونه­های اصلی در نظر گرفته شده است. نوع و شیوه مدیریت جنگل هم یک نوع از دخالت­های بشری است که تأثیر زیادی بر روی تنوع گونه­ای، رقابت، ساختار توده و عملکردهای اکوسیتم جنگل خواهد گذاشت.

بر اساس یافته های محققین، رشد ارتفاعی و موفقیت گونه­ها در بیشتر موارد در قطعه با حصار بهتر از قطعه­ی بدون حصار بوده است. هر قدر درصد تاج پوشش منطقه­ی مورد مطالعه در طول دوره­ی استقرار بیشتر بوده بر زنده­مانی نونهال­ها در آن مرحله اثر بیشتری داشته است. از راهکارهایی که به استقرار نهال و موفقیت آنها در عرصه می توان پیشنهاد نمود استفاده از تکنیک جی­فی می باشد که بهترین راهکار فنی چه از نظر تعداد نونهال­های تولید شده و چه از نظر ارتفاع نونهال­ها است.

شرایط طبیعی رویش و زادآوری، چه از نظر شرایط آب و هوایی، چه از نظر درختان موجود جنگلی، چه از نظر شرایط خاک برای زادآوری طبیعی و احیاء جنگل­ها به صورت طبیعی و دانه­زاد مطلوب نیست. باید توجه داشت که در خاک جنگل­های زاگرس کمتر ممکن است نهالی بروید، زیرا بذر این درختان معمولاٌ زمین مساعدی برای روئیدن خود نمی­یابد و از همین جاست که اهمیت مناطق قرق مشخص می­گردد. همچنین برای بقاء هر نوع پوشش گیاهی به­ویژه برای بقاء و امکان بهره­دهی درختان جنگلی، همیشه امکان زادآوری اهمیت ویژه­ای را در احیاء جنگل دارا می­باشد. با توجه به اینکه جنگل­های زاگرس از نقطه نظر مسائل اکولوژیکی و اقتصادی اجتماعی دارای اهمیت فراوانی است لذا حفظ، احیاء و بازسازی و برنامه­ریزی برای مدیریت بهینه این جنگل­ها دارای اهمیت فراوانی می­باشد و باید بیش از پیش مورد توجه مسولان زیربط قرار بگیرد.